تبلیغات
درون پر هیاهو - امروز
این چند روز غایب بودم بخاطر اینکه سرم خیلی  شلوغ بود
برای محل کارم سرور امنیتی راه انداختیم ( با یکی از مهندسای شرکت همکار که خیلی خیلی آدمه خوبیه و با هم خیلی جوریم) خیلی خسته شدم ولی چون این همکاره ما خیلی آدم شاد و شوخیه خیلی هم بهم خوش گذشت.
پریروزهام سوپروایزر ارشدمون بهم زنگ زد یعنی من بهش زنگ زدم که روز کارمندو بهش تبریک بگم اون زد تو پرم بهم گفت اگه آشنا داری برو دنبال کارات تا ردیف بگیری اگه نداری بگرد سر جای قبلیت  
آدمه نامرد بهم گفت نمی تونم جوابگوی تو باشم در صورتی که اصلا ربطی هم به اون نداره این کار اداریه
خلاصه یه نیم ساعتی هی زد تو پرمون تا اشکمون و دراورد
ولی خب خدا بزرگه
مامانمم رفت یه عالمه سالاد الویه درست کرد ساندیچ درست کرد نذری پخششون کرد برای درست شدن کارم
خب این از وضعیت کاریم
دیروز یکی یه مورد بهم معرفی کرد ( برادرش بود)  موقعیتش خوب بود ولی تا حالا 3 بار نامزد کرده بود از این خانواده مذهبیا که تا میرن خواستگاری یه صیغه می خونن 
خوشم نیومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
چه معنی داره آدم انقدر نامزد کنه و ی بهمش بزنه؟ البته برای هر کروم یه بهانه های اورد مثلا آخری رو میگفت مشکل اعصاب داشت قرص می خورد؟
ولی خب من کلا اعتماد نمی کنم به این حرفها
از اون خواستگار مطرود فراری هم خبری نیست یعنی تقریبا هر روز میبینمش یه موقع های هم احساس میکنم به بهونه های واهی میاد پیشم که باهام حرف بزنه نمیدونم شایدم احساس میکنم در هر صورت اگه خیلی علاقه داشت یه کاری می کرد دیگه؟/ نه؟
با یه دوستم قراره بریم پیش یه فالگیر 
تا حالا نرفتم  ولی می خوام برم ببینم چی میگه 
البته فکر کنم تا برم هفته دیگه می شه 
ولی اگه رفتم میام تعریف می کنم که چی شد/



تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : پریوش متفکر | نظرات