تبلیغات
درون پر هیاهو - قضاوت
پریروز من به اتفاق آقای انبار دار رفتیم پشت ساختمون جایی که وسایل کهنه رو میذارن می خواستیم 2 تا تخته ی ضخیم برای راه اندازی 2 استیشن پیدا کنیم خلاصه رفتیم و پیدا هم کردیم ولی موقعی که داشتم بر می گشتم برم اتاقم دیدم یکی از همکارا صدام میکنه میگه پشت ساختمون چیکار میکردی؟
گفتم هیچی دنبال تیر و تخته بودم 
گفتش حلال کن پریوش ما پشت سرت گفتیم شما نیست مجردی رفتی پشت ساختمون هوا خوورررییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من و میگی  همینطور موندم؟
تازه جالب اینجاست که اون انبار داره رو هم ندیده بودن اگه میدیدن..........
حالا من یه سوالی برام پیش اومده؟ من مجردم رفتم پشت ساختمون هوا خووری یعنی چی
آدمهای مجرد واسه هواخوری میرن پشت ساختمون؟ 
منظور از هوا خوری چیه؟
فقط مجردها میرن پشت ساختمون؟
مجردها برای چی میرن پشت ساختمون؟...........
تازه دیروزهم داشتم با یکی از همکارام صحبت میکردم گفتم سرم خیلی درد میکنه دیشب دیر خوابیدم فکر کنم بخاطر اینه که دیدم هرهر داره میخنده
بعدشم با یه نیشخند نگام کرد که یعنی دیشب دیر خوابیدی آرههههههههههه.................

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنندچون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرستوبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوریکاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

فکر کنم مصداقش این شعر حافظ بود




تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : پریوش متفکر | نظرات