تبلیغات
درون پر هیاهو - دیدار
بالاخره آمد
همکارم رو میگم که بعد ازینکه بخاطر وضعیت مالیش بهش جواب رد داده بودم مثل جن از بسم الله ازم فرار میکرد.
ولی خب امروز بالاخره اومد اتاقم. حالا نمی دونم این اومدن دوباره بخاطر این بود که منو کلا فراموش کرده یا اینکه چون یه هفته نبودم اومده یه سرو گوشی 
آب بده
دلم میخواد فکر کنم بخاطر خودم اومده. این خیلی بده که یه خواستگار ورد کنی بعد مثل چی منتظر باشی که دوباره برگرده و از رفتار خودتم مثل چی پشیمون
بشی 
خدایا چقدر ازدواج کردن سخت شده
خیلی احساس تنهایی +.......  میکنم



تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : پریوش متفکر | نظرات